فعل
با مایع لزج پوشاندن، گلآلود کردن (در زمینه جوایز کیدز چویس)
معانی و تعاریف slimen:
- چیزی را با اسلایم پوشاندن یا لزج کردن (عمدتاً در زبان غیررسمی یا مرتبط با بازیها/اسباببازیها)
جملات نمونه برای slimen:
Lena Meyer Landrut und ihre Kollegin wurden bei den Kids Choice Awards ''geslimt''.
لینا مایر لندروت و همکارش در جوایز کیدز چویس "با مایع لزج پوشانده شدند".
Die Kinder lieben es, ihre Hände mit dem grünen Schleim zu slimmen.
بچهها دوست دارند دستهایشان را با اسلایم سبز لزج کنند.
Manche Videospielcharaktere können ihre Gegner slimmen, um sie zu verlangsamen.
برخی از شخصیتهای بازیهای ویدیویی میتوانند دشمنان خود را اسلایم کنند تا سرعتشان را کاهش دهند.