snifften
بو کشیدند/استنشاق کردند (زمان گذشته فعل "sniffen")
Bedeutungen
1
بدون مفعول
بو کشیدن، استنشاق کردن (معمولاً مواد مخدر یا چسب)
- Manche Jugendliche snifften Klebstoff.برخی از نوجوانان چسب بو میکشیدند.
- Er wurde erwischt, als er Kokain sniffte.او در حال بو کشیدن کوکائین دستگیر شد.