Konjugierte Form
مکیدند، جذب کردند (شکل صرف شده فعل saugen)
معانی و تعاریف sogen:
- دادن یک نام یا لقب خاص به کسی یا چیزی، اغلب با بار معنایی یا قضاوتی خاص؛ توصیف کردن به عنوان.
جملات نمونه برای sogen:
Man kann diese Entwicklung nicht einfach als Fortschritt sogen.
نمیتوان این تحول را صرفاً پیشرفت نامید.
Er wurde von seinen Anhängern als Messias sogen.
او توسط پیروانش مسیح نامیده شد.