solden
حقالزحمه دادن، مزد دادن (به سربازان)
Beispiele
- Sie verhängten Steuern, um mit den Geldern die Soldaten ''solden'' zu können.آنها مالیات وضع کردند تا بتوانند با پول آن سربازان را مزد بدهند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی حقوق یا مزد پرداخت کردن (واژهای قدیمی و کمتر رایج).
- Der Fürst soldete seine Söldner gut.شاهزاده به سربازان مزدور خود خوب حقوق میداد.
- In alten Zeiten wurden die Knechte oft in Naturalien gesoldet.در زمانهای قدیم، خدمتکاران اغلب با کالا مزد میگرفتند.