solitär
تکزی، منفرد، جداگانه، تنها
Bedeutungen
1
زندگی یا وجود داشتن به تنهایی؛ بدون همراه یا گروه؛ منفرد.
- Der Löwe ist ein eher solitär lebendes Tier.شیر حیوان نسبتاً تکزی است.
- Er bevorzugt ein solitär Leben in den Bergen.او زندگی انفرادی در کوهستان را ترجیح میدهد.
- Diese Vogelart ist bekannt für ihr solitär Verhalten.این گونه پرنده به خاطر رفتار انفرادی خود شناخته شده است.
2
جدا شده از دیگران؛ مجزا و مستقل.
- Ein solitär stehender Baum auf dem Feld.درختی که به تنهایی در مزرعه ایستاده بود.
- Die Insel war ein solitär Punkt im weiten Ozean.جزیره نقطهای منفرد در اقیانوس وسیع بود.
- Er lebte in einem solitär Haus am Waldrand.او در خانهای جداگانه در کنار جنگل زندگی میکرد.