صفت
توانمند مالی، خوشحساب، متمول
جملات نمونه برای solvent:
Das Unternehmen ist nicht mehr ''solvent.''
این شرکت دیگر توان مالی (حساب بانکی امن) ندارد.
„Damit ist in Europa ein eigentlicher Weltspielermarkt entstanden mit der Folge, dass die ''solventesten'' Klubs die Spieler von überall her zusammenkaufen können.“
«با این کار یک بازار واقعی بازیکنان جهانی در اروپا ایجاد شده است با این پیامد که ثروتمندترین (خوشحسابترین) باشگاهها میتوانند بازیکنان را از همه جا بخرند.»