sommersprossig
ککمکی
Bedeutungen
1
پوشیده از کک و مک؛ دارای لکههای کوچک قهوهای رنگ روی پوست، معمولاً در اثر نور خورشید.
- Das kleine Mädchen hat ein sommersprossiges Gesicht.دختر کوچک صورتی ککمکی دارد.
- Im Sommer wird ihre Haut besonders sommersprossig.در تابستان پوست او به خصوص ککمکی میشود.
- Er mochte ihr sommersprossiges Aussehen.او ظاهر ککمکی او را دوست داشت.