sonnenbeschienen
آفتابخورده، در معرض نور خورشید
Bedeutungen
1
مکانی یا چیزی که نور خورشید به طور مستقیم بر آن میتابد؛ روشن و گرم شده توسط خورشید.
- Wir saßen auf der sonnenbeschienenen Terrasse.ما روی تراس آفتابخورده نشستیم.
- Die sonnenbeschienenen Felder leuchteten in der Morgensonne.مزارع در معرض نور خورشید در نور صبح میدرخشیدند.
- Das sonnenbeschienene Zimmer war sehr hell.اتاق آفتابخورده بسیار روشن بود.