sonnenlos

Aussprache: /ˈzɔnənˌloːs/
Worttrennung: son·nen·los
صفت

بدون آفتاب، آفتاب‌گیر نبودن، تاریک

Bedeutungen

1

مکانی که نور خورشید به آن نمی‌رسد یا در آن آفتاب وجود ندارد؛ اغلب به دلیل موقعیت جغرافیایی، آب و هوا یا وجود موانع.

  • Die Tiefgarage war ein dunkler, sonnenloser Ort.پارکینگ زیرزمینی مکانی تاریک و بدون آفتاب بود.
  • Im Winter ist es hier oft wochenlang sonnenlos.در زمستان اینجا اغلب هفته‌ها آفتاب وجود ندارد.
  • Das alte Haus hatte viele sonnenlose Zimmer.خانه قدیمی اتاق‌های زیادی داشت که آفتاب‌گیر نبودند.