sonntägig

Aussprache: /ˈzɔnˌtɛːkɪç/
Worttrennung: sonn·tä·gig
صفت

روز یکشنبه‌ای، مناسب روز یکشنبه، یکشنبه‌ها

Bedeutungen

1

مربوط به روز یکشنبه، مناسب برای روز یکشنبه، یا چیزی که معمولاً در روز یکشنبه انجام می‌شود یا ظاهر می‌شود. (بیشتر در معنای ظاهری و سبکی به کار می‌رود)

  • Sie trug einen sonntägigen Hut, der ihr gut stand.او یک کلاه مناسب روز یکشنبه پوشیده بود که به او می‌آمد.
  • Der sonntägige Spaziergang im Park war sehr entspannend.پیاده‌روی یکشنبه‌ای در پارک بسیار آرامش‌بخش بود.
  • Das Essen schmeckte fast wie sonntägiges Braten.غذا تقریباً طعم کباب روز یکشنبه را می‌داد.