sophistisch

Aussprache: /zoˈfɪstɪʃ/
Worttrennung: so·phis·tisch
صفت

سفسطه‌آمیز، موشکافانه و فریبکارانه

Bedeutungen

1

مرتبط با سفسطه؛ استفاده از استدلال‌های ظاهراً صحیح اما در واقع نادرست و فریبکارانه برای متقاعد کردن دیگران.

  • Seine Argumentation war clever, aber letztlich sophistisch.استدلال او هوشمندانه بود، اما در نهایت سفسطه‌آمیز بود.
  • Manche Politiker nutzen sophistische Tricks, um die öffentliche Meinung zu beeinflussen.برخی سیاستمداران از ترفندهای سفسطه‌آمیز برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده می‌کنند.
  • Die sophistische Verteidigung des Angeklagten überzeugte die Jury nicht.دفاع سفسطه‌آمیز متهم، هیئت منصفه را متقاعد نکرد.