vorsorgen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌzɔʁɡn̩/
Wortzerlegung: vor·sor·gen
فعل

پیشگیری کردن، آینده‌نگری کردن، اقدامات پیشگیرانه انجام دادن

Beispiele

  • Man muss für sein Alter ''vorsorgen.انسان باید برای دوران پیری خود «آینده‌نگری کند / پس‌انداز کند.
  • Ich versuche, so gut wie möglich für sie [meine Kinder] ''vorzusorgen.من تلاش می‌کنم تا حد امکان برای آن‌ها [فرزندانم] «پیشگیری و برنامه‌ریزی کنم.

Bedeutungen

1 für + Akkusativ / gegen + Akkusativ

از قبل تدبیر کردن، احتیاط کردن، برای آینده آماده شدن.

  • Man sollte für das Alter vorsorgen.باید برای دوران پیری تدبیر کرد.
  • Wir müssen gegen mögliche Risiken vorsorgen.ما باید در برابر خطرات احتمالی احتیاط کنیم.