souverän

Aussprache: /zuːvəˈrɛːn/
Worttrennung: sou·ve·rän
صفت

مستقل، خودمختار، مسلط، با اقتدار

Bedeutungen

1

دارای استقلال کامل و خودمختاری در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و داخلی؛ مستقل از کنترل خارجی.

  • Das Land hat sich für einen souveränen Staat erklärt.این کشور خود را دولتی مستقل اعلام کرد.
  • Eine souveräne Entscheidung des Parlaments wurde erwartet.انتظار می‌رفت پارلمان تصمیمی مستقل اتخاذ کند.
  • Die Nation kämpfte für ihre Souveränität.ملت برای استقلال خود جنگید.
2

دارای تسلط، اقتدار و اعتماد به نفس بالا؛ با وقار و آرامش.

  • Sie trat vor das Publikum und wirkte sehr souverän.او در مقابل حضار ظاهر شد و بسیار با اقتدار به نظر می‌رسید.
  • Der erfahrene Politiker gab eine souveräne Antwort.سیاستمدار باتجربه پاسخی مسلط داد.
  • Trotz der Schwierigkeiten blieb er souverän.او علی‌رغم مشکلات، آرام و باوقار باقی ماند.