souverän
مستقل، خودمختار، مسلط، با اقتدار
Bedeutungen
1
دارای استقلال کامل و خودمختاری در تصمیمگیریهای سیاسی و داخلی؛ مستقل از کنترل خارجی.
- Das Land hat sich für einen souveränen Staat erklärt.این کشور خود را دولتی مستقل اعلام کرد.
- Eine souveräne Entscheidung des Parlaments wurde erwartet.انتظار میرفت پارلمان تصمیمی مستقل اتخاذ کند.
- Die Nation kämpfte für ihre Souveränität.ملت برای استقلال خود جنگید.
2
دارای تسلط، اقتدار و اعتماد به نفس بالا؛ با وقار و آرامش.
- Sie trat vor das Publikum und wirkte sehr souverän.او در مقابل حضار ظاهر شد و بسیار با اقتدار به نظر میرسید.
- Der erfahrene Politiker gab eine souveräne Antwort.سیاستمدار باتجربه پاسخی مسلط داد.
- Trotz der Schwierigkeiten blieb er souverän.او علیرغم مشکلات، آرام و باوقار باقی ماند.