umherspähen

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌʃpɛːən/
Worttrennung: um·her·spä·hen
فعل

جستجو کردن، گشتن، با دقت نگاه کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با احتیاط، مخفیانه یا کنجکاوانه به اطراف نگاه کردن، سرک کشیدن، جاسوسی کردن.

  • Der Spion spähte vorsichtig umher, um Informationen zu sammeln.جاسوس با احتیاط اطراف را زیر نظر گرفت تا اطلاعات جمع کند.
  • Sie spähte durch das Schlüsselloch umher, um zu sehen, wer draußen war.او از سوراخ کلید اطراف را نگاه کرد تا ببیند چه کسی بیرون است.