spähen

Aussprache: /ˈʃpɛːən/
Worttrennung: spä·hen
فعل

دیدبانی کردن، جستجو کردن، پاییدن

Beispiele

  • Wenn Greifvögel am Himmel kreisen, dann meist, um nach Beute zu ''spähen.وقتی پرندگان شکاری در آسمان پرواز می‌کنند، معمولاً برای ''دیدبانی'' طعمه است.
  • Zwischen Baumaterialien und Werkzeugkarren ''spähte'' sie nach einem Platz, an dem sie gut und ohne einzusinken stehen könnte.او بین مصالح ساختمانی و گاری‌های ابزار، به دنبال جایی ''می‌گشت'' که بتواند خوب و بدون فرو رفتن بایستد.

Bedeutungen

1 nach + Dativ / auf + Akkusativ / durch + Akkusativ

پنهانی نگاه کردن، دید زدن، جاسوسی کردن

  • Sie spähte durch den Vorhang auf die Straße.او از پشت پرده به خیابان دید می‌زد.
  • Der Detektiv spähte nach verdächtigen Personen.کارآگاه به دنبال افراد مشکوک جاسوسی می‌کرد.
2 nach + Dativ

جستجو کردن یا کشف کردن چیزی با دقت و پنهانی (مثلاً برای اطلاعات)

  • Die Spione spähten nach geheimen Informationen.جاسوسان به دنبال اطلاعات محرمانه بودند.
  • Er spähte nach einer Möglichkeit, unbemerkt zu entkommen.او به دنبال راهی بود تا بدون جلب توجه فرار کند.