hinausspähen

Aussprache: /hɪˈnaʊ̯sˌʃpɛːən/
Worttrennung: hin·aus·spä·hen
فعل

از جایی به بیرون نگاه کردن، سرک کشیدن به بیرون

Bedeutungen

1 aus + Dativ / ohne Präposition

به بیرون نگاه کردن یا سرک کشیدن، معمولاً به صورت پنهانی یا کنجکاوانه.

  • Er spähte aus dem Fenster hinaus, um zu sehen, wer kam.او از پنجره به بیرون نگاه کرد تا ببیند چه کسی می‌آید.
  • Die Kinder spähten neugierig aus der Tür hinaus.بچه‌ها کنجکاوانه از در به بیرون سرک کشیدند.