hindurchspähen
از لای چیزی به بیرون سرک کشیدن، از جایی به بیرون نگاه کردن
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ
از میان یک شکاف، سوراخ یا مانع به دقت نگاه کردن یا سرک کشیدن.
- Er spähte durch das Schlüsselloch hindurch.او از سوراخ کلید به بیرون سرک کشید.
- Sie spähte durch die Gardinen hindurch in den Garten.او از لای پردهها به باغ نگاه کرد.