ausspinnen
پروراندن، بسط دادن، تار تنیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ausspinnen)
یک فکر یا ایده را به تفصیل و با جزئیات زیاد پروراندن و توسعه دادن (مجازی).
- Sie hat einen komplexen Plan ausgesponnen, um ihre Ziele zu erreichen.او برای رسیدن به اهدافش یک نقشه پیچیده را با جزئیات طراحی کرده است.
- Der Schriftsteller spinnt eine faszinierende Geschichte aus seinen Träumen aus.نویسنده داستانی جذاب را از رویاهایش میپروراند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausspinnen)
تار تنیدن (مانند عنکبوت).
- Die Spinne spinnt ihre Beute aus.عنکبوت طعمه خود را تار میزند.
- Im Herbst spinnen viele Spinnen ihre Netze.در پاییز بسیاری از عنکبوتها تارهایشان را میتنند.