vorspinnen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃpɪnən/
Worttrennung: vor·spin·nen
فعل

نخ‌ریسی اولیه، پیش‌تابیدن، طرح کردن، تخیل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas vorspinnen)

واقعی: نخ را از قبل ریسیدن یا آماده کردن برای مراحل بعدی بافندگی.

  • Die Weberin spann den Faden für den nächsten Webvorgang vor.بافنده نخ را برای مرحله بعدی بافندگی از قبل ریسید.
  • Sie musste die Wolle erst vorspinnen, bevor sie mit dem Stricken beginnen konnte.او مجبور بود ابتدا پشم را نخ کند، قبل از اینکه بتواند بافتنی را شروع کند.
2 Akkusativ (eine Idee, eine Geschichte)

مجازی: از قبل فکری را مطرح کردن، طرحی را پیش‌بینی کردن یا داستانی را ساختن/تخیل کردن.

  • Er sponn schon die Geschichte weiter, bevor die erste Szene geschrieben war.او هنوز داستان را ادامه نداده بود که اولین صحنه نوشته شد.
  • Der Autor sponn eine komplexe Handlung, die den Leser fesselte.نویسنده یک طرح داستانی پیچیده را ساخت که خواننده را مجذوب خود کرد.
3 Akkusativ (einen Gedanken)

مجازی: یک فکر یا ایده را ادامه دادن و توسعه دادن، به خصوص در یک بحث یا استدلال.

  • Lassen Sie uns diesen Gedanken weiter spinnen und sehen, wohin er uns führt.بیایید این فکر را ادامه دهیم و ببینیم ما را به کجا می‌برد.
  • Er sponn den Faden der Argumentation weiter und überzeugte schließlich alle.او رشته استدلال را ادامه داد و در نهایت همه را متقاعد کرد.