abspinnen
ریسیدن (کامل)؛ (مجازاً) سپری کردن (زمان)، گذراندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas abspinnen)
نخ یا الیاف را ریسیدن؛ همچنین به صورت مجازی، داستانی ساختن، بهانه آوردن یا چیزی را از خود درآوردن (اغلب به صورت منفی)
- Sie spann den Faden zu einem dicken Garn ab.او نخ را ریسید تا به یک نخ ضخیم تبدیل شود.
- Er hat sich wieder eine Ausrede abgesponnen.او دوباره یک بهانه ساخت.
2
Akkusativ (Zeit)
زمان یا دوره خاصی را سپری کردن یا گذراندن.
- Wir haben die Ferien auf dem Land abgesponnen.ما تعطیلات را در روستا گذراندیم.
- Er spann seine Jugendjahre in der Stadt ab.او سالهای جوانیاش را در شهر سپری کرد.