spänen

Aussprache: /ˈʃpɛːnən/
Wortzerlegung: spä·nen
فعل

تراشیدن و سابیدن پارکت با تراشه‌های فلزی

Beispiele

  • Dieser Mann ''spänt'' sein Parkett selbst.این مرد پارکت خود را شخصاً می‌تراشد و ساب می‌زند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(فنی) با ابزار برشی، تراشه‌های نازک از یک ماده (معمولاً چوب یا فلز) جدا کردن.

  • Der Schreiner spänt das Holz, um eine glatte Oberfläche zu erzielen.نجار چوب را می‌تراشد تا سطحی صاف به دست آورد.
  • Beim Drehen von Metall werden feine Späne gespänt.هنگام تراشکاری فلز، تراشه‌های ظریفی جدا می‌شوند.