spötteln

Aussprache: /ˈʃpœtl̩n/
Worttrennung: spöt·teln
فعل

با تمسخر گفتن، ریشخند کردن

Bedeutungen

1 über + Akkusativ (über jemanden / etwas spötteln)

کسی یا چیزی را با کلمات طعنه‌آمیز، کنایه‌آمیز یا تحقیرآمیز مورد تمسخر قرار دادن.

  • Er spöttelt gern über die Fehler anderer Leute.او دوست دارد اشتباهات دیگران را مسخره کند.
  • Sie spöttelte über seinen neuen, modischen Hut.او کلاه مد روز جدیدش را ریشخند کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به طور کلی طعنه زدن یا ریشخند کردن، بدون اشاره مستقیم به مفعول.

  • Hör auf zu spötteln und sei ernst!دست از مسخره کردن بردار و جدی باش!
  • Seine Bemerkungen waren voller Spott.اظهارات او پر از تمسخر بود.