spülen

Aussprache: /ˈʃpyːlən/
Wortzerlegung: spü·len
فعل

شستن (ظروف)، آبکشی کردن

Beispiele

  • Man muss das Geschirr nach jedem Essen ''spülen.باید بعد از هر وعده غذایی ظرف‌ها را شست.
  • Das kleine Schiff wird durch die Strömung ans Ufer ''gespült.کشتی کوچک توسط جریان آب به ساحل رانده می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

شستن (ظرف)

  • Kannst du bitte das Geschirr spülen?می‌توانی لطفاً ظرف‌ها را بشویی؟
  • Sie spült die Tassen nach dem Kaffee.او فنجان‌ها را بعد از قهوه می‌شوید.
2 Akkusativ

آب کشیدن، شستشو دادن (چیزی)

  • Spülen Sie das Gemüse gründlich unter fließendem Wasser.سبزیجات را به خوبی زیر آب جاری آبکشی کنید.
  • Der Zahnarzt riet mir, den Mund mit einer speziellen Lösung zu spülen.دندانپزشک به من توصیه کرد دهانم را با محلول خاصی شستشو دهم.
3 (intransitiv)

سیفون کشیدن، آب را تخلیه کردن (توالت)

  • Vergiss nicht, nach dem Toilettengang zu spülen.فراموش نکن بعد از استفاده از توالت سیفون بکشی.
  • Die Toilette spült nicht richtig.توالت درست آب را تخلیه نمی‌کند.
4 (intransitiv)

به ساحل آوردن، شسته شدن (توسط آب)

  • Eine Flaschenpost wurde an den Strand gespült.یک بطری پیام‌دار به ساحل آورده شد.
  • Nach dem Sturm wurden viele Trümmer an Land gespült.پس از طوفان، بسیاری از آوارها به خشکی شسته شدند.