durchspülen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌʃpyːlən/
Worttrennung: durch·spü·len
فعل

شستشو دادن، آبکشی کردن (به طور کامل)، فرا گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas durchspülen)

چیزی را با مایع (معمولاً آب) شستشو دادن یا از میان آن عبور دادن تا تمیز شود یا چیزی از آن خارج شود.

  • Wir müssen die Rohre erst einmal gründlich durchspülen.ما باید ابتدا لوله‌ها را به خوبی شستشو دهیم.
  • Spülen Sie die Schüssel nach dem Gebrauch gut durch.پس از استفاده، کاسه را خوب آبکشی کنید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas durchspülen)

مایع از چیزی عبور کردن و آن را فرا گرفتن؛ (مجازی) احساسی که در کسی جریان یابد.

  • Das Wasser spülte den Schmutz durch das Rohr.آب، کثیفی را از میان لوله شست.
  • Eine Welle der Erleichterung spülte ihn durch.موجی از آسودگی خاطر او را فرا گرفت.