spaßfrei
بدون تفریح، کسلکننده، جدی
Beispiele
- Der Held mit dem Cape musste ewig durch Ringe fliegen, die Grafik war eckig und flach, das Spiel ''spaßfrei.قهرمان با شنلش مجبور بود تا ابد در حلقهها پرواز کند، گرافیک بازی گوشهدار و تخت بود، بازی کسلکننده بود.