spaßfrei
بدون تفریح، کسلکننده، جدی
Bedeutungen
1
فاقد هرگونه تفریح، شادی یا سرگرمی؛ کسلکننده و جدی.
- Die Besprechung war extrem spaßfrei und dauerte viel zu lange.جلسه به شدت بدون تفریح بود و خیلی طولانی شد.
- Er nimmt seine Arbeit sehr ernst und ist oft spaßfrei.او کارش را خیلی جدی میگیرد و اغلب بدون تفریح است.
- Ein spaßfreier Nachmittag im Büro ist nicht gerade motivierend.یک بعد از ظهر بدون تفریح در دفتر واقعاً انگیزهبخش نیست.