spaßig
سرگرمکننده، بامزه، شوخطبعانه
Beispiele
- Irgendwann geht auch der ''spaßigste'' Tag zu Ende.بالاخره روزی که از همه بامزهتر بود هم تمام میشود.
- Das ist kein ''spaßiger'' Clown, nein, das ist ein Horrorclown.این یک دلقک بامزه نیست، بلکه یک دلقک ترسناک است.
- So, du meinst also, das sei ''spaßig''?پس منظورت این است که این بامزه است؟