spaßig

Aussprache: /ˈʃpaːsɪç/
Worttrennung: spa·ßig
صفت

سرگرم‌کننده، بامزه، شوخ‌طبعانه

Bedeutungen

1

موجب تفریح و سرگرمی، خنده‌دار و دلپذیر.

  • Er erzählte eine spaßige Geschichte, über die wir alle lachen mussten.او داستانی بامزه تعریف کرد که همه ما مجبور شدیم به آن بخندیم.
  • Das war eine spaßige Feier mit vielen Spielen und Musik.این یک جشن سرگرم‌کننده با بازی‌ها و موسیقی زیاد بود.
  • Sie hat eine sehr spaßige Art, mit Problemen umzugehen.او روشی بسیار شوخ‌طبعانه برای برخورد با مشکلات دارد.