spalten

Aussprache: /ˈʃpaltn̩/
Wortzerlegung: spal·ten
فعل

دو نیم کردن، شکافتن، دچار تفرقه کردن

Beispiele

  • Der alte Mann ''spaltet'' das Feuerholz mit einer Axt.پیرمرد هیزم را با تبر می‌شکافد.
  • Der Baum ''spaltete sich'' nach dem Einschlag.درخت پس از برخورد صاعقه شکافته شد.
  • Der Krieg ''spaltet'' die Bevölkerung in Befürworter und Oppositionelle der Regierung.جنگ، جمعیت را به موافقان و مخالفان دولت تقسیم می‌کند.
  • [Schlagzeile:] „Bürger gegen Bürger. Die Braunkohle ''spaltet'' die Lausitz[تیتر روزنامه:] «شهروندان در برابر شهروندان. زغال سنگ قهوه‌ای لوزیتیا را دچار تفرقه می‌کند

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به دو یا چند قسمت تقسیم کردن، معمولاً با نیروی فیزیکی.

  • Der Holzfäller spaltete den Baumstamm.هیزم‌شکن تنه درخت را شکافت.
  • Man kann einen Apfel leicht spalten.می‌توان یک سیب را به راحتی دو نیم کرد.
2 Akkusativ

باعث ایجاد اختلاف یا تفرقه در یک گروه یا جامعه شدن.

  • Die Meinungen über das neue Gesetz spalten die Gesellschaft.نظرات درباره قانون جدید جامعه را تقسیم می‌کند.
  • Seine Entscheidung spaltete die Partei.تصمیم او حزب را دچار تفرقه کرد.
3 (intransitiv, mit 'sein')

به دو یا چند قسمت تقسیم شدن، یا دچار تفرقه شدن (معمولاً با 'ist').

  • Der Fels ist durch den Blitz gespalten.صخره بر اثر رعد و برق شکافته شده است.
  • Die Gruppe ist in zwei Lager gespalten.گروه به دو اردوگاه تقسیم شده است.