sparen

Aussprache: /ˈʃpaːrən/
Wortzerlegung: spa·ren
فعل

پس‌انداز کردن، صرفه‌جویی کردن

Beispiele

  • Mein Neffe hat schon 100 Euro ''gespart.برادرزاده‌ام از قبل ۱۰۰ یورو پس‌انداز کرده است.
  • Für das neue Auto müsste er ''sparen.او باید برای ماشین جدید پس‌انداز کند.
  • Im nächsten Haushalt wird die Regierung ''sparen'' müssen.دولت در بودجه‌ی بعدی مجبور خواهد بود صرفه‌جویی کند.
  • Mein Portemonnaie ist fast leer – jetzt sollten wir lieber ''sparen.کیف پولم تقریباً خالی است - بهتر است الان صرفه‌جویی کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پس‌انداز کردن (پول) برای آینده یا هدف خاصی

  • Ich spare Geld für einen neuen Computer.من برای یک کامپیوتر جدید پول پس‌انداز می‌کنم.
  • Sie spart jeden Monat einen Teil ihres Gehalts.او هر ماه بخشی از حقوقش را پس‌انداز می‌کند.
2 Akkusativ / an + Dativ

صرفه‌جویی کردن (در زمان، انرژی، منابع)

  • Wir müssen Energie sparen.ما باید در مصرف انرژی صرفه‌جویی کنیم.
  • Er spart an nichts, wenn es um seine Hobbys geht.او در مورد سرگرمی‌هایش از هیچ چیز صرفه‌جویی نمی‌کند.