sparen
پسانداز کردن، صرفهجویی کردن
Beispiele
- Mein Neffe hat schon 100 Euro ''gespart.برادرزادهام از قبل ۱۰۰ یورو پسانداز کرده است.
- Für das neue Auto müsste er ''sparen.او باید برای ماشین جدید پسانداز کند.
- Im nächsten Haushalt wird die Regierung ''sparen'' müssen.دولت در بودجهی بعدی مجبور خواهد بود صرفهجویی کند.
- Mein Portemonnaie ist fast leer – jetzt sollten wir lieber ''sparen.کیف پولم تقریباً خالی است - بهتر است الان صرفهجویی کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پسانداز کردن (پول) برای آینده یا هدف خاصی
- Ich spare Geld für einen neuen Computer.من برای یک کامپیوتر جدید پول پسانداز میکنم.
- Sie spart jeden Monat einen Teil ihres Gehalts.او هر ماه بخشی از حقوقش را پسانداز میکند.
2
Akkusativ / an + Dativ
صرفهجویی کردن (در زمان، انرژی، منابع)
- Wir müssen Energie sparen.ما باید در مصرف انرژی صرفهجویی کنیم.
- Er spart an nichts, wenn es um seine Hobbys geht.او در مورد سرگرمیهایش از هیچ چیز صرفهجویی نمیکند.