صفت
پهن، باز، شاخهدار (به صورت نامنظم به طرفین باز شده)
جملات نمونه برای sparrig:
„Die Wegwarte (Cichorium intybus), die derzeit noch vielerorts blüht, wächst zwar etwas ''sparrig'', doch hat sie ein einzigartiges Blau.“
کاسنی (Cichorium intybus) که هنوز در بسیاری از نقاط میشکفد، اگرچه کمی نامنظم و شاخهدار رشد میکند، اما آبی منحصر به فرد دارد.