ansparen
پسانداز کردن، جمع کردن (پول)
Beispiele
- Durch seinen Nebenjob ''hatte'' er eine hübsche Summe ''angespart,'' die er nun in Aktien anlegen wollte.او با شغل دومش مبلغ قابل توجهی پسانداز کرده بود که اکنون میخواست در سهام سرمایهگذاری کند.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
پسانداز کردن، جمعآوری کردن (پول یا منابع برای هدفی خاص)
- Wir sparen für einen neuen Fernseher an.ما برای یک تلویزیون جدید پسانداز میکنیم.
- Sie hat sich über Jahre ein kleines Vermögen angespart.او طی سالها ثروت کوچکی را پسانداز کرده است.
2
etwas (Akkusativ)
انباشته کردن، جمع کردن (مثلاً روزهای مرخصی، انرژی)
- Ich muss noch ein paar Urlaubstage ansparen, bevor ich verreisen kann.باید چند روز مرخصی دیگر جمع کنم قبل از اینکه بتوانم سفر کنم.
- Er hat sich viel Wut angespart.او خشم زیادی را در خود انباشته کرده است.