spazieren
قدم زدن، پیادهروی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
قدم زدن، پیادهروی کردن (معمولاً برای تفریح، استراحت یا ورزش).
- Wir gehen jeden Abend im Park spazieren.ما هر شب در پارک قدم میزنیم.
- Sie spazierte am Strand entlang.او در امتداد ساحل قدم زد.