فعل
اسپک زدن، چرب کردن (گوشت)
معانی و تعاریف specken:
- چاق شدن، وزن اضافه کردن (معمولاً به صورت غیررسمی و گاهی تحقیرآمیز).
- به گوشت چربی (Speck) اضافه کردن یا با چربی پوشاندن (برای پخت).
جملات نمونه برای specken:
Die Tafel krönte ein großer ''gespeckter'' Rehrücken.
فیله گوزن با نوارهای چربی (اسپک) تزئین شده بود.
Nach den Feiertagen hat er ganz schön gespeckt.
بعد از تعطیلات، او حسابی چاق شده است.
Wenn du so viel isst, wirst du bald specken.
اگر اینقدر بخوری، به زودی چاق میشوی.