speiübel

Aussprache: /ˈʃpaɪ̯ˌyːbl̩/
Worttrennung: spei·übel
صفت

حالت تهوع شدید داشتن، خیلی بدحال بودن (تا مرز استفراغ)

Bedeutungen

1

احساس شدید تهوع و ناخوشی که فرد را تا مرز استفراغ می‌رساند.

  • Nach dem Verzehr der verdorbenen Lebensmittel war mir speiübel.بعد از خوردن غذای فاسد، حالت تهوع شدیدی داشتم.
  • Die holprige Bootsfahrt ließ ihn speiübel werden.قایق‌سواری ناهموار باعث شد او حالت تهوع شدیدی پیدا کند.
  • Mir ist speiübel, ich glaube, ich muss mich übergeben.حالم خیلی بد است، فکر می‌کنم باید استفراغ کنم.