einspeichern
ذخیره کردن (داده)، انبار کردن (کالا)
Bedeutungen
1
Akkusativ
(دادهها، اطلاعات) در حافظه ذخیره کردن، ذخیره کردن
- Ich muss die neuen Kontakte in meinem Handy einspeichern.من باید مخاطبین جدید را در گوشیام ذخیره کنم.
- Der Computer speichert alle wichtigen Daten automatisch ein.کامپیوتر تمام دادههای مهم را به صورت خودکار ذخیره میکند.
2
Akkusativ
(غذا، انرژی) در بدن ذخیره کردن
- Der Körper kann überschüssige Energie als Fett einspeichern.بدن میتواند انرژی اضافی را به صورت چربی ذخیره کند.
- Viele Tiere speichern im Herbst Nahrung für den Winter ein.بسیاری از حیوانات در پاییز غذا را برای زمستان ذخیره میکنند.