anspendeln
با سوزن وصل کردن، با سنجاق بستن
Beispiele
- Zunächst ''spendeln'' wir die Borte ''an,'' bevor wir sie anheften und schließlich mit der Maschine annähen.ابتدا حاشیه را با سوزن وصل میکنیم، قبل از اینکه آن را با سنجاق محکم کنیم و در نهایت با چرخ بدوزیم.
- Die Schwester der Braut ''spendelte'' den Gästen ein kleines Sträußchen ''an.خواهر عروس یک دسته گل کوچک به مهمانان وصل کرد.
- Meine Onkel verbrachte Tage damit, Schmetterlinge in Kästen ordentlich ''anzuspendeln.عمویم روزها صرف مرتب کردن پروانهها در جعبهها با سوزن کرد.
Bedeutungen
1
(an etwas Akkusativ/Dativ)
(به سمت چیزی) تاب خوردن، نوسان کردن، به آرامی حرکت کردن و به آن برخورد کردن
- Das Boot spendelte langsam an den Steg an.قایق به آرامی به سمت اسکله تاب خورد.
- Der Ast spendelte im Wind an das Fenster an.شاخه درخت در باد به پنجره میخورد.
2
(an jemanden/etwas)
(مجازی) (به سمت کسی/چیزی) رفت و آمد کردن، نزدیک شدن مکرر برای برقراری ارتباط یا جلب توجه
- Er spendelte immer wieder an die Gruppe an, um Anschluss zu finden.او مدام به سمت گروه میرفت تا ارتباط برقرار کند.
- Die Katze spendelte an meine Beine an, um gestreichelt zu werden.گربه به پاهایم نزدیک شد تا نوازش شود.