فعل
با کنجکاوی نگاه کردن، سرک کشیدن، زیرچشمی نگاه کردن
معانی و تعاریف sperbern:
- مانند قرقی (Sperber) با سرعت و چابکی حرکت کردن یا شکار کردن (بیشتر در ادبیات یا توصیف پرندگان شکاری)
جملات نمونه برای sperbern:
„Er ''sperbert'' in den Malstrom hinab.“
«او به پایین در گرداب سرک میکشد.»
Der Falke sperberte über die Felder, auf der Suche nach Beute.
شاهین بر فراز مزارع پرواز میکرد و به دنبال طعمه بود.
Sie sperberte durch die Menschenmenge, um ihren Freund nicht zu verlieren.
او با سرعت از میان جمعیت عبور کرد تا دوستش را گم نکند.