spicken
لارد کوب کردن (با چربی یا مواد دیگر پر کردن)، تجهیز کردن، پر کردن
Beispiele
- Der Braten ''wurde gespickt.گوشت بریان لارد کوب شد.
- Stellen Sie sich vor, dass eine tschechische Hausfrau Ihnen zarten, mit Speck ''gespickten'' Lendenbraten serviert.تصور کنید که یک زن خانهدار اهل چک، یک گوشت فیله لطیف و لارد کوب شده با بیکن را برای شما سرو میکند.
Bedeutungen
1
(bei + Dativ)
در امتحان یا آزمون تقلب کردن
- Er hat bei der Prüfung gespickt.او در امتحان تقلب کرده است.
- Man sollte nicht spicken, um gute Noten zu bekommen.نباید برای گرفتن نمرات خوب تقلب کرد.
2
Akkusativ (mit + Dativ)
لارد کردن گوشت (با چربی یا مواد دیگر پر کردن)
- Die Köchin spickte den Braten mit Speck.آشپز گوشت بریان را با بیکن لارد کرد.
- Man kann das Fleisch mit Knoblauch spicken.میتوان گوشت را با سیر پر کرد.