spießförmig

Aussprache: /ˈʃpiːsˌfœrmɪç/
Worttrennung: spieß·för·mig
صفت

سیخ‌مانند، نیزه‌شکل

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به سیخ کباب یا نیزه؛ بلند، باریک و نوک‌تیز.

  • Die Bakterien hatten eine spießförmige Struktur.باکتری‌ها ساختاری سیخ‌مانند داشتند.
  • Er benutzte einen langen, spießförmigen Stock, um das Feuer zu rühren.او از یک چوب بلند نیزه‌شکل برای هم زدن آتش استفاده کرد.
  • Die Pflanze hatte spießförmige Dornen zum Schutz.گیاه برای محافظت دارای خارهای نیزه‌شکل بود.