spießig

Aussprache: /ˈʃpiːsɪç/
Worttrennung: spie·ßig
صفت

خرده‌بورژوایی، کوته‌فکر، امل

Bedeutungen

1

دارای طرز فکر محدود، محافظه‌کار و سنتی؛ اغلب با نگرشی کوته‌بینانه به مسائل اجتماعی و فرهنگی، و پایبندی افراطی به ارزش‌های بورژوایی و عرفی.

  • Sein spießiges Elternhaus konnte seine künstlerischen Ambitionen nicht verstehen.خانواده خرده‌بورژوای او نمی‌توانستند جاه‌طلبی‌های هنری‌اش را درک کنند.
  • Sie fand die Kleinstadt und ihre spießigen Bewohner langweilig.او شهر کوچک و ساکنان امل آن را خسته‌کننده یافت.
  • Diese spießige Haltung gegenüber neuer Musik ist nicht mehr zeitgemäß.این نگرش کوته‌فکرانه نسبت به موسیقی جدید دیگر به‌روز نیست.