aufspießen
به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، افشا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas aufspießen)
چیزی را با یک شیء نوکتیز (مانند سیخ، نیزه یا چنگال) سوراخ کرده و نگه داشتن.
- Der Koch spießte das Fleisch für den Grill auf.آشپز گوشت را برای کباب کردن به سیخ کشید.
- Der Jäger spießte den Vogel auf seinen Speer auf.شکارچی پرنده را بر روی نیزه خود سوراخ کرد.
2
Akkusativ (etwas aufspießen)
چیزی را به طور واضح و آشکارا نشان دادن یا افشا کردن، معمولاً به منظور انتقاد یا تمسخر.
- Der Journalist spießte die Korruption der Politiker auf.روزنامهنگار فساد سیاستمداران را افشا کرد.
- Die Satire spießte die Dummheit der Eliten auf.این طنز حماقت نخبگان را به سخره گرفت.