spiegelglatt
صاف و صیقلی مثل آینه، کاملاً صاف (یخ یا آب)
Beispiele
- Auf ''spiegelglatten'' Straßen passieren im Winter viele Unfälle.در زمستان تصادفات زیادی روی جادههای یخزده و لغزنده رخ میدهد.
- Vor mir lag das ''spiegelglatte'' Meer.در جلوی من دریای آرام و صاف مثل آینه قرار داشت.