spielsüchtig

Aussprache: /ˈʃpiːlˌzʏçtɪç/
Worttrennung: spiel·süch·tig
صفت

معتاد به قمار، قمارباز بیمارگونه

Bedeutungen

1

داشتن تمایل یا اعتیاد شدید و غیرقابل کنترل به قمار و بازی‌های شانسی.

  • Er ist leider spielsüchtig und hat schon viel Geld verloren.متأسفانه او به قمار اعتیاد دارد و پول زیادی را از دست داده است.
  • Die Therapie hilft spielsüchtigen Menschen, ihre Sucht zu überwinden.این درمان به افراد معتاد به قمار کمک می‌کند تا بر اعتیاد خود غلبه کنند.
  • Seine Frau macht sich große Sorgen, weil er immer spielsüchtiger wird.همسرش نگرانی زیادی دارد زیرا او روز به روز بیشتر به قمار اعتیاد پیدا می‌کند.