verrücktspielen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈrʏktˌʃpiːlən/
Worttrennung: ver·rückt·spie·len
فعل

عجیب رفتار کردن، قاطی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

رفتار عجیب و غیرعادی داشتن (انسان، حیوان یا آب‌وهوا) یا درست کار نکردن و قاطی کردن (وسایل الکترونیکی، ماشین‌آلات).

  • Mein Computer spielt seit gestern verrückt.کامپیوتر من از دیروز قاطی کرده است.
  • Das alte Radio spielt manchmal verrückt und macht seltsame Geräusche.رادیوی قدیمی گاهی اوقات عجیب کار می‌کند و صداهای غریبی درمی‌آورد.