ausspielen
رو کردن (کارت)، دو نفر را علیه هم تحریک کردن، از تمام توان استفاده کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ausspielen)
کارت یا ترامپ مهمی را در بازی رو کردن یا نقاط قوت خود را به کار بستن.
- Er spielte seine beste Karte aus.او بهترین کارت خود را رو کرد.
- Sie spielte ihre Erfahrung gegen die jüngeren Konkurrenten aus.او تجربهاش را علیه رقبای جوانتر به کار گرفت.
2
Akkusativ + gegen + Akkusativ
دو گروه یا شخص را علیه یکدیگر قرار دادن و از اختلافشان سود بردن.
- Der Politiker versuchte, die beiden Parteien gegeneinander auszuspielen.سیاستمدار سعی کرد دو حزب را علیه یکدیگر تحریک کند.
- Er spielte seine Kollegen gegeneinander aus, um befördert zu werden.او همکارانش را علیه یکدیگر قرار داد تا ترفیع بگیرد.