spielen

Aussprache: /ˈʃpiːlən/
Wortzerlegung: spie·len
فعل

بازی کردن، نواختن (ساز)، نقش ایفا کردن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / mit + Dativ / Akkusativ

برای سرگرمی و تفریح فعالیت یا بازی کردن (ورزش، اسباب‌بازی، بازی فکری)

  • Die Kinder spielen den ganzen Nachmittag im Garten.بچه‌ها تمام بعدازظهر در باغ بازی می‌کنند.
  • Wir spielen am Wochenende gern Schach oder Karten.ما آخر هفته‌ها دوست داریم شطرنج یا پاسور بازی کنیم.
2 Akkusativ (Instrument)

آلت و ساز موسیقی را نواختن

  • Sie spielt seit ihrer Kindheit sehr gut Klavier.او از دوران کودکی‌اش بسیار خوب پیانو می‌نوازد.
  • Kannst du dieses Stück auf der Gitarre spielen?آیا می‌توانی این قطعه را با گیتار بنوازی؟
3 Akkusativ (Rolle)

در تئاتر، فیلم یا سریال نقش ایفا کردن

  • Er spielt die Hauptrolle in dem neuen Kinofilm.او نقش اصلی را در فیلم سینمایی جدید بازی می‌کند.
  • Sie hat schon in vielen berühmten Theaterstücken gespielt.او قبلاً در نمایشنامه‌های معروف زیادی بازی کرده است.
4 eine Rolle (Akkusativ) spielen

مهم بودن، تأثیر داشتن یا نقش داشتن در یک موقعیت (اصطلاح eine Rolle spielen)

  • Geld spielt bei dieser Entscheidung keine Rolle.پول در این تصمیم‌گیری نقشی ندارد (مهم نیست).
  • Das Wetter spielt eine entscheidende Rolle für den Erfolg der Veranstaltung.آب‌وهوا نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت رویداد دارد.