spielen
بازی کردن، نواختن (ساز)، نقش ایفا کردن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / mit + Dativ / Akkusativ
برای سرگرمی و تفریح فعالیت یا بازی کردن (ورزش، اسباببازی، بازی فکری)
- Die Kinder spielen den ganzen Nachmittag im Garten.بچهها تمام بعدازظهر در باغ بازی میکنند.
- Wir spielen am Wochenende gern Schach oder Karten.ما آخر هفتهها دوست داریم شطرنج یا پاسور بازی کنیم.
2
Akkusativ (Instrument)
آلت و ساز موسیقی را نواختن
- Sie spielt seit ihrer Kindheit sehr gut Klavier.او از دوران کودکیاش بسیار خوب پیانو مینوازد.
- Kannst du dieses Stück auf der Gitarre spielen?آیا میتوانی این قطعه را با گیتار بنوازی؟
3
Akkusativ (Rolle)
در تئاتر، فیلم یا سریال نقش ایفا کردن
- Er spielt die Hauptrolle in dem neuen Kinofilm.او نقش اصلی را در فیلم سینمایی جدید بازی میکند.
- Sie hat schon in vielen berühmten Theaterstücken gespielt.او قبلاً در نمایشنامههای معروف زیادی بازی کرده است.
4
eine Rolle (Akkusativ) spielen
مهم بودن، تأثیر داشتن یا نقش داشتن در یک موقعیت (اصطلاح eine Rolle spielen)
- Geld spielt bei dieser Entscheidung keine Rolle.پول در این تصمیمگیری نقشی ندارد (مهم نیست).
- Das Wetter spielt eine entscheidende Rolle für den Erfolg der Veranstaltung.آبوهوا نقش تعیینکنندهای در موفقیت رویداد دارد.