spielen
بازی کردن، نواختن
Beispiele
- Kinder lernen am besten ''spielend.کودکان بهترین یادگیری را به صورت بازیگونه دارند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
برای سرگرمی یا تفریح فعالیت کردن، بازی کردن
- Die Kinder spielen im Garten.بچهها در باغ بازی میکنند.
- Möchtest du mit mir spielen?آیا میخواهی با من بازی کنی؟
2
etwas (Akkusativ) spielen
یک آلت موسیقی را نواختن
- Sie spielt sehr gut Klavier.او خیلی خوب پیانو مینوازد.
- Kannst du Gitarre spielen?آیا میتوانی گیتار بزنی؟
3
eine Rolle (Akkusativ) spielen
در یک نمایش، فیلم یا تئاتر نقش ایفا کردن
- Er spielt die Hauptrolle in dem Film.او نقش اصلی را در فیلم بازی میکند.
- Sie hat schon in vielen Theaterstücken gespielt.او قبلاً در بسیاری از نمایشنامهها بازی کرده است.
4
eine Rolle (Akkusativ) spielen
مهم بودن، تأثیر داشتن، نقش داشتن
- Geld spielt hier keine Rolle.پول اینجا نقشی ندارد (مهم نیست).
- Das Wetter spielt eine wichtige Rolle für die Ernte.آب و هوا نقش مهمی در برداشت محصول دارد.