spielzeugartig
شبیه اسباببازی، اسباببازیمانند
Bedeutungen
1
شبیه اسباببازی از نظر ظاهر، اندازه، کیفیت یا عملکرد؛ اغلب به صورت تحقیرآمیز برای توصیف اشیاء بیکیفیت یا غیرجدی به کار میرود.
- Das Auto wirkte klein und spielzeugartig.ماشین کوچک و شبیه اسباببازی به نظر میرسید.
- Die Verarbeitung des Produkts war eher spielzeugartig.کیفیت ساخت محصول بیشتر شبیه اسباببازی بود.
- Er baute ein spielzeugartiges Modell des Hauses.او مدلی اسباببازیمانند از خانه ساخت.